کیاناکیانا، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

کیانا فرشته خونه ما

هديه بابايي

تو اين هواي سرد يه هديه همچين گرم و نرم ميچسبه اين كاپشن هديه بابايي عزيز( ‌‌باباي باباكاوه )به كيانا جونه. دست گلشون درد نكنه ايشالا هميشه سلامت باشند. كيانا جون هم كه فعلا از طرف خانواده باباكاوه نوه دردونه و يكي يدونه ست و خاطرش بس عزيز مي باشد. حالا حالاها تا نوه بعدي دور دور ِ كيانا خانومه كيانا ازمون قول گرفته با اين كاپشن حتما يه برف بازي حسابي بريم حالا ما هم منتظر برفيم كلاهش رو هم كه سرش ميكنه ميگه عين فرشته ها شدم   ...
19 دی 1392

مهمان ناخوانده

مهمان گرچه عزيز است ولي همچو نفس              خفقان آرد اگر آيد و بيرون نرود خدا نصيب گرگ بيابون نكنه؛ چشمتون روز بد نبينه دو هفته اي ميزبان يك مهمان ناخوانده بوديم كه حالا حالاها قصد رفتن نداشت با ما در ادامه مطلب همراه باشيد.... دو هفته اي بود كه درگير ويروس جديدي بوديم. اولش با تب شديد شروع شد و بعد هم سرفه و بيحالي و بدتر از همه بدغذايي و بي اشتهايي... تو اين دو هفته كار خونه و تميزكاري تعطيل و همش تو آشپزخونه مشغول آماده كردن آبميوه، سوپ و هر نوع دمنوش گياهي بودم تا به واسطه اونها زودتر خوب شي. واي ياد اون روزها و مخصوصا شب ها مي افتم حاضرم تا آخر زمستون و...
7 دی 1392

دخترا سيب گلابند

      کی میگه بین دو تا نِی ، یکیشون شکر نداره نه عزیزم برا بابا دختر و پسر نداره دخترا سیب گلابند ، مثل برفند ، مثل آبند برف جاده گل و خاکه ، آب چشمه اما پاکه دخترا شاخه نباتند ، چشمه ی آب حیات ند اجر حافظ که میگن شمس حقه ، شاخه نباته چشمه ی آب حیات تو کوچه نیست ، تو ظلماته ظلمات طرح یه پرده ست مثل پرچین ، مثل نرده ست آب که بی پرده میشه ، دریای شوره آب روشن توی چشمه ست ، توی یک تنگ بلوره یه روزی یکی میاد که مرکبش اسب سپیده رو لباش سرخی شرمه ، تو چشاش برق امیده زین اسبش نقره کوبه چکمه هاش رنگ غروبه ساده و سبک عنونه ، سر گرونه عاشق دختر شاه پریونه ...
5 دی 1392

خوابهاي طلايي

پيشنهاد ميكنم ويدئو و عكسهايي رو كه از خوابهاي طلايي كيانا جون گلچين كردم در ادامه مطلب از دست نديد.... مرور خاطرات گذشته خيلي لذت بخشه    اين ويدئو رو از دست نديد اينجا كيانا 22 ماهشه بعد از يه حموم داغ و يك شكم سير سبزي پلو با ماهي خواب خيلي ميچسبه حالا فرقي نداره تو رختخواب گرم باشي يا پشت فرمون اينطوريييييييييييي     يه خواب بعد از حموم ده روزگي      يه خواب راحت توي كالسكه بعد از يك حموم داغ كه حسابي ماماني شما رو شسته بود داشتي خواب فرشته ها رو ميديدي اي جانم زير ملحفه خودتو قايم كردي كه راحت انگشت بخوري دوباره خواب كالسكه اي خودش صورتشو شطرنجي ك...
12 آذر 1392

به به هوا عاليه

ميدونم شايد خيلي از دوستان با خوندن اين عنوان يكمي همچين تعجب كنن آخه چند وقتي هست كه آلودگي هوا خيلي از شهرها رو درگير كرده. ايشالا به زودي آسمون همه شهرها آبي و پاك شه ديروز جمعه هوا خيلي خيلي  عالي بود آفتابي گرم  و نسيم خنك پاييزي ما را بر اين داشت تا به پشت بام خانه برويم.  كيانا عاشق پشت بومه. از اين پايين به پشت بوم خونه مون راه داره بفرماييد فقط مواظب پله ها باشيد ..... به به از يك طرف رشته كوه البرز با ديو سپيد پاي دربندش   كه پوشيده از برف بود و از يك طرف ديگه  چشم انداز درياي خزر چندتايي عكس انداختم از مناظر ولي بدليل واضح نبودن تصوير و ياري نكردن پيكسل ها عكسشو نذاشتم جاي همتون خالي...
10 آذر 1392

آتليه مهر92

روز بعد عيد قربان رفتيم آتليه. اصلا اصلا با ما همكاري نكردي از اول تا آخر همه عكسها زبونت بيرون بود. وااي كلافه شده بودم. ولي آقاي عكاس فوق العاده مهربون و صبور بود و كيانا هم بيشتر به همين خاطر خودشو لوس كرده بود و به عبارتي ما رو سركار گذاشته بود. نتايج يك ساعت كل كل ما با كيانا تو آتليه رو در ادامه مطلب ببينيد....       ...
5 آذر 1392

محرم 92

ديروز (منظورم دو روز قبل از تاسوعاست) تو مهد مراسم عزاداري امام حسين داشتيد و ازمون خواستند به احترام امام حسين سياه بپوشيد و از ادوات عزاداري زنجير، طبل، سنج هرچي داشتيد بياريد. من هم برات زنجير و سنج خريدم و چون لباس مشكي نداشتي زودي با همون تكه پارچه هايي كه داشتم برات پيراهن درست كردم تا روز مراسم بپوشي. صبح هم آماده ت كردم و سربند امام حسين برات بستم. واي كه چه معصوم و مظلوم شده بودي.. همش ميگفتي مامان پس كي ميريم جشن عزاداري!!!   ميگم مامان جشن نيست مجلس عزاداريه ميگي مامان بخشيد اشتباه شد  تو همون كوچه مهد مراسم دسته روي رو اجرا كرديد و تا چند روز از چندوچون مراسم برام تعريف ميكردي عاشوراي امسال رو خيلي بهت...
2 آذر 1392

سوال پشت سوال

اين روزها سوالهاي بي امانه كه رو به سوي من روانه ميشه.مخصوصا وقتي تو كوچه و خيابون شهرپرچم هاي سبز و سياه رو ميبيني و در موردشون نظر هم ميدي كه كدومش خوشگل تره. از اونجايي كه رنگ قرمز رو دوست داري پرچم قرمزها رو بيشتر مي پسندي. دارم برنج آبكش ميكنم و واي كه هروقت دارم ديگ رو ميبرم سمت آبكش با هزار صلوات ميخوام از اين صحنه دورت كنم ولي هميشه جلوي پاي من سبز ميشي ميپرسي: مامان امام حسين رو كي كشت؟ امام علي رو كي كشت؟ اون بچه منظورش حضرت علي اصغره كي كشت؟ مامان من اصلا عاشق يزيد نيستم!!!! من عاشق امام حسينم.... دارم جاروبرقي ميكشم طبق معمول صداي تلويزيون تا آخره و تو اين سرو صدا كه صدا به صدا نميرسه مياي ميگي مامان امام حسين رو كي ...
18 آبان 1392