کیاناکیانا، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

کیانا فرشته خونه ما

یک تجربه تازه

  انگشتهاتو جای قلم مو بزار تو رنگ و  بعد جای کاغذ روی دیوار طرحی بکش خیلی احساس خوبیه واسه من و باباکاوه هم جالب بود نقاشی با رنگ انگشتی رو حتی به شما هم پیشنهاد میدم بهتون حس آرامش میده. از وقتی کیانا با رنگ انگشتی نقاشی میکشه سه رنگ اصلی آبی،قرمز و زرد رو یاد گرفته و از هم تشخیص میده نمیدونم چی میکشه ولی به نظرش میاد که داره ماهی میکشه آخه بعد از هر خطی که میکشه میگه : مامان ماهی. خودی(خوشگله)؟ راستی کیانا مار هم میکشه یک خط کج ماّوج بلند و بعدش صداشو ترسناک میکنه و میگه:مااااار!!! نکته دیگه این که خیلی علاقه داره رو قسمتهایی از دیوار که دستش نمیرسه خط بکشه، رو نوک انگشتهاش وایمیسه و میخواد از بالاترین نقطه نقاشی...
21 دی 1390

کیانا از نوزادی تا نوپایی(9ماهگی)

کیانای نازنازی همیشه مشغول بازی. ماشالله خیلی شیطون شده ، غیر اینکه چهاردست و پا میره میتونه هر تکیه گاهی مثل مبل و دیوار رو بگیره و چند قدمی تاتی تاتی کنه. بای بای کردن رو یاد گرفته و با انگشت اشاره  وسیله ها رو نشون میده. خوراکی مورد علاقه کیانا خانوم بیسکوییت مادر و ازبین غذاها عاشق ماست و کته ست. هنوز شبها خوب نمیخوابه دیگه واسه من و باباکاوه هم عادی شده و باهاش کنار اومدیم. چون هنوز دوربین خراب بود عکس زیادی از این ماه ندارم ولی دوتا عکس از اولین حضور ستاره زندگیمون تو جشن دومین سالگرد ازدواجمون براتون میزارم. اون شب کیانا جون حسابی شیطونی کرد و همه چیزو بهم ریخت ما هم برای سرگرم کردن کیانا از سیب زمینی سرخ شده و بیس...
13 دی 1390

نی نی ها متشکریم نی نی ها متشکریم

  تو اولین سالگرد نی نی وبلاگ کیانا خانوم هم اولین یادگاری رو از نی نی وبلاگ گرفت و این رو هم مدیون تموم طرفداران کیانا خانوم از دوستان نی نی وبلاگی گرفته تا فامیل و آشنایانی که به این گل دختر ما رای دادند هستیم و از همینجا از همشون تشکر میکینیم. و همینطور به مدیریت وبلاگ و گروهشون بابت زحمات و تلاشهایی که برای هرچه بهتر کردن وبلاگ توی این یک سال کشیدن خسته نباشید میگم و براشون آرزوی موفقیت روز افزون دارم.     ...
10 دی 1390

شب چله

    اسمش یلداست، میگن بلندترین شب ساله! از سالیان دور همچین شبی همه فامیل دور هم جمع میشدند و کنار هم بودند، خلاصه هر کسی هر چی تو خونه داشت میاورد تا با هم نوش جان کنند ، کنار آتیش، زیر کرسی، چسبیده به بخاری حالا هم که دیگه کی با ایران رادیاتور میره تو غار!!!! بابا دیشب از خاطرات قدیم و شب نشینی های اهل فامیل گفت، از اینکه چطور تو شب چراغ به دست و چوغا به تن از این کوچه به اون کوچه ، خونه همدیگه میرفتند تا این شب بلند رو به سحر برسونند، از خوراکی ها و تنقلاتی که اون موقع مرسوم بود و دست ساز مادربزرگهای مهربونمون بود گفت از سمنو و حلوا و نون محلی گرفته تا لواشک و قیصی و آلوخشک و...؛ به به ؛ ازقصه ها، داستانها و ...
2 دی 1390

118

    دوستان عزیز  پاییز رفته و زمستون رسیده ، فصل نارنجی جای خودشو به زمستون سپید داده ،برگ ریزون تموم شده و جاش برف ریزون شروع شده با این حال کد کیانا خانوم هنوز تغییر نکرده   طرفداران نی نی گولوها 118 یادتون نره   ...
1 دی 1390
1