کیاناکیانا، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

کیانا فرشته خونه ما

سرگرمي درام

  هنوز پلك چشمهام از اشك هايي كه ديشب ريختم درد ميكنه واي كه چقدر گريستم براي سرگرمي كه در ساعتهاي بيكاري و فراغت براي خود ساختم. چقدر بهم ريختم شب هم از دندان درد خوابم نبرد و به مدد مسكن چشم روي هم گذاشتم انتخاب فيلمي مثل‌" دهليز" و يا "هيس دخترها فرياد نمي زنند" فكر نميكنم گزينه خوبي براي گذراندن ساعات خوش فراغت در كنار خانواده بود.  نتيجه نوشت: قبل از ديدن اين فيلمها خودتون رو از نظر روحي و رواني آماده كنيد نكته مهمي كه از فيلم هيس ياد گرفتم اينه كه هميشه و همه جا و در هر موقعيتي گوشي شنوا براي تمام حرفهاي دخترم باشم حتي اگه نصفه شب منو بيدار كنه و بخواد با من درد دل كنه هيــــــس مــــمنـــوع ده...
30 دی 1392

هديه بابايي

تو اين هواي سرد يه هديه همچين گرم و نرم ميچسبه اين كاپشن هديه بابايي عزيز( ‌‌باباي باباكاوه )به كيانا جونه. دست گلشون درد نكنه ايشالا هميشه سلامت باشند. كيانا جون هم كه فعلا از طرف خانواده باباكاوه نوه دردونه و يكي يدونه ست و خاطرش بس عزيز مي باشد. حالا حالاها تا نوه بعدي دور دور ِ كيانا خانومه كيانا ازمون قول گرفته با اين كاپشن حتما يه برف بازي حسابي بريم حالا ما هم منتظر برفيم كلاهش رو هم كه سرش ميكنه ميگه عين فرشته ها شدم   ...
19 دی 1392

مهمان ناخوانده

مهمان گرچه عزيز است ولي همچو نفس              خفقان آرد اگر آيد و بيرون نرود خدا نصيب گرگ بيابون نكنه؛ چشمتون روز بد نبينه دو هفته اي ميزبان يك مهمان ناخوانده بوديم كه حالا حالاها قصد رفتن نداشت با ما در ادامه مطلب همراه باشيد.... دو هفته اي بود كه درگير ويروس جديدي بوديم. اولش با تب شديد شروع شد و بعد هم سرفه و بيحالي و بدتر از همه بدغذايي و بي اشتهايي... تو اين دو هفته كار خونه و تميزكاري تعطيل و همش تو آشپزخونه مشغول آماده كردن آبميوه، سوپ و هر نوع دمنوش گياهي بودم تا به واسطه اونها زودتر خوب شي. واي ياد اون روزها و مخصوصا شب ها مي افتم حاضرم تا آخر زمستون و...
7 دی 1392

دخترا سيب گلابند

      کی میگه بین دو تا نِی ، یکیشون شکر نداره نه عزیزم برا بابا دختر و پسر نداره دخترا سیب گلابند ، مثل برفند ، مثل آبند برف جاده گل و خاکه ، آب چشمه اما پاکه دخترا شاخه نباتند ، چشمه ی آب حیات ند اجر حافظ که میگن شمس حقه ، شاخه نباته چشمه ی آب حیات تو کوچه نیست ، تو ظلماته ظلمات طرح یه پرده ست مثل پرچین ، مثل نرده ست آب که بی پرده میشه ، دریای شوره آب روشن توی چشمه ست ، توی یک تنگ بلوره یه روزی یکی میاد که مرکبش اسب سپیده رو لباش سرخی شرمه ، تو چشاش برق امیده زین اسبش نقره کوبه چکمه هاش رنگ غروبه ساده و سبک عنونه ، سر گرونه عاشق دختر شاه پریونه ...
5 دی 1392
1