کیاناکیانا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

کیانا فرشته خونه ما

تداركات قبل از تولد

  تقريبا يك ماه قبل از تولد من و كيانا جونم رفتيم براي خريد پارچه واسه لباس تولدكيانا. به انتخاب خود كيانا جون رنگ قرمز براي لباسش تصويب شد پارچه و تور رو خريدم و همون شب شروع كردم. پايان كار در ادامه مطلب....   البته گل سر هم براش درست كردم كه فعلا گم شده و عكسي ازش در دست نيست. واسه جورابش هم هرچقدر دنبال قرمز گشتم پيدا نكردم مامان پرستش جون راهنماييم كردند و گفتند ميتونم از پاپيون استفاده كنم ممنون دوست خوبم من هم همين كارو كردم. براي تزيينات هم از خواهرزاده عزيزم ريحانه جون كمك گرفتم هم تو خريد وسايل هم درست كردن و يك شب اومد خونمون با هم تمومش كرد...
28 فروردين 1392

مهمونهاي عروسكي

  شب 23 اسفند سال 1391 يك تولد كوچولو با مهمونهاي عروسكي واسه كيانا جون ترتيب داديم. قبل از اينكه از خواب بيدارش كنيم كيك رو آماده كرديم و شمع رو گذاشتيم عروسكها رو چيديم و كيانا جونو از خواب بيدار و به مهموني عروسك ها دعوتش كرديم. خيلي ذوق زده نشد شايد هم يخورده ناراحت شد آخه تصوراتي كه تو اين چند روز از جشن تولد تو ذهنش ساخته بود زمين تا آسمون با اين مهموني فرق داشت. كيانا: من تولد بزززززززززززززززررررررررررگ با كيك بزززززززززززززززررررررررررگ ميخواستم اين كيكش كوچيكه!!!!!! از اونجايي كه عاشق شمع فوت كردن و كيك بريدن بود كم كم قانع شد. ...
28 فروردين 1392

شكل چي شدم؟

بازي جديدي كه ياد گرفتي اينه كه جديدا خودتو به شكلهاي مختلف در مياري مثلا لباسهاي منو ميپوشي، يا به جاي اينكه شلوارو پات كني ميزاري روي سرت،روسريها رو دور كمرت ميبندي و دامن درست ميكني بعدش جلوي آينه وايمستي و با خودت بازي ميكني. و از من ميپرسي كه مامان شكل چي شدم؟ واي كه با ديدن ورژنهاي مختلف و بامزه از تو اولش كلي با هم به قيافت ميخنديم و بعدش هم بايد فكر كنم كه واقعا شكل چي شدي حدس زدنش گاهي اوقات خيلي سخت ميشه، اگه اشتباه كنم حسابي ناراحت ميشي گاهي اوقات هم قهر ميكني!!!!! بطور مثال چند نمونه: شكل موش سرآشپز با كلاه دمي ديگ شكل دانشمند كوچولو با عينك عزيز جون شكل جوجه اي كه تازه از تخم...
22 فروردين 1392

بهار92

اين چهارمين عيده كه كيانا شگين ماست يعني قبل تحويل سال با قرآن و گل ميره بيرون و بعد تحويل سال مياد تو خونه  اييييييييينجورييي بعد تحويل سال هم رفتيم خونه بابابزرگ سيدكمال و بعدش هم رفتيم بهشهر پيش باباحسن. فردا هم برگشتيم خونه آخه  قرار بود دوم فروردين يك جشن تولد بزرگ واسه  كيانا جونم بگيريم. تو پست هاي بعدي عكسهاشو ميزارم . ...
22 فروردين 1392

سلام سلام

 سلام سلام خاله بزغاله * علیک سلام خاله بزغاله *  بچه می خوام خاله بزغاله *  بچه نداریم خاله بزغاله * پس اینا چین خاله بزغاله *  دسته گلن خاله بزغاله * یکی شو می خوام خاله بزغاله * کدوم و می خوای خاله بزغاله * این و می خوام ............ هورااااااااااااااااا   واي كه تو يك صبح بهاري يك عالمه بچه ناز و خوشگل با صداي رسا تو حياط مهد با اين بازي پر از جنب و جوش چقدر به آدم انرژي ميدن. به زودي با پست هاي جديد و بهاري برميگرديم ...
20 فروردين 1392

تبريك از نوع ني ني وبلاگي

از همينجا از مديريت ني ني وبلاگ هم تشكر ميكنم به خاطر تمام امكاناتي در اختيارمون گذاشته. راستي به تموم دوستاني كه امروز بدنيا اومدند: مهبد جون، آنيتاي عزيز، شميم جون، ترنج خوشگل،حسام عزيزو محمد متين مهربون تبريك ميگم . ايشالا 120 سالگيتونو همينجا تو ني ني وبلاگ جشن بگيريم ...
23 اسفند 1391

هوراااا عيدي

به مناسبت آغاز سال نو مهد كودك تقويم ديواري با عكس بچه ها برامون طراحي كرد و به خانواده ها عيدي داد.     عيدي بعدي هم يك كارت تبريك سال نو خوشگل با كمك بچه ها .   عيدي بعدي هم عكاسي تو خود مهد بود كه پرسنل زحمتكش مهد سفره هفت سين  انداخته بودند و با بچه ها جشن هفت سين داشتند. ازمون خواستند لباسهاي خوشگل  بپوشيم تن بچه ها تا جشن بگيرند. من هم كه واسه تولد كيانا جونم خودم براش پيراهن  درست كرده بودم تنش كردم و واي كه چقدر ذوق داشت عزيز دلم.   خيلي پيراهنشو دوست داره همش تو خونه ميگه مامان لباس عروس قرمزه رو ت...
23 اسفند 1391