کیاناکیانا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره

کیانا فرشته خونه ما

فرشته من

این پیراهنو مامان جون تازه واسه گل دخترش درست کرده و کیانا هم با کلی ذوق اونو پوشید. وقتی لباسو تنش کردم شروع کرد به نینای کردن و چرخیدن. خیلی لباسشو دوست داره فکر کنم میدونه این لباسش با بقیه فرق داره چون مامان جون با دل و جون واسه دخترش دوخته. لالا گل سوسن            مامان داره نخ و سوزن میدوزه با دل و جونش    واسه دختربلوز، پیرهن ...
12 تير 1390

یک روز شیرین مثل نون خامه ای!!!!

این فرشته کوچولوی ما هنوز خوب نمی تونه منظورشو به ما برسونه وقتی هم متوجه نمیشیم که چی میگه حسابی از کوره در میره جیغ میکشه امروز هم با اسباب بازی جدیدش که دیشب باباش واسش خریده بود حسابی سرگرم بود دیشب واسش یک کالسکه کوچیک خریدیم که عروسکهاشو بزاره توش و بازی کنه خیلی دوسش داره. ...
8 تير 1390

آب بازی

  از حمام رفتن کیانا نگم که اگه روزی 3بار هم بره حمام دوباره با دیدن لیفش وسوسه میشه اونقدر گریه و زاری راه میندازه که مجبورم میکنه دوباره اونو حمام ببرم.خلاصه اینکه این وروجک عاشق آب بازی توی وان . یک لیف داره که شکل اردک و خودش واسش اسم گذاشته بهش میگه آقداقدا. خدانکنه یکی بهش بگه برو آقداقداتو بیار اونوقت که فیلش یاد هندستون میکنه و باقیش هم که میدونید.... این هم لبخند رضایت بعد از یک حموم حسابی!!! ...
8 تير 1390

کیانا میگه؟

  دایره کلمات کیانا خانوم : بابا- مامی – دد-بای-چیه – عمو – آمان (آرمان) – هاپو – بع بع – آب بیده (آب بده) جدیداٌ آهنگ شهر ببعی میگه بع بع رو میزنه و آخرش بع بع رو میگه و آهنگ دنبه داری رو هم میزنه و نه نه میگه. ...
8 تير 1390

مامی، بابا، دد

 شیطونک ما خیلی ددری شده وقتی می فهمه باباش داره لباساشو می پوشه که بره سرکار، فوراٌ جورابهای باباشو میاره تا پاش کنه و جلوتر از باباش زودی میره جلوی در وایمیسته ولی طولی نمی کشه که صدای جیغ و فریادش درمیاد،بابارفته و کیانا پشت در مشغول گریه و زاری... ...
8 تير 1390

attention میخوام خیلی زیاد!!!!!

کیانا اصلاٌ دلش نمی خواد من کاری جز بازی و توجه به اون انجام بدم به محض اینکه کتاب یا مجله ای دستم میگیرم ویا پشت کامپیونر میشینم به زور خودشو توی بغلم جا می کنه و منو می بوسه و میخواد جلب توجه کنه اونقدر به این کارش ادامه میده تا من دست از کارم بکشم و باهاش بازی کنم.   ...
8 تير 1390

کیانا در آتلیه

بعدظهر یک روز بهاری به اتفاق امیرمحمد و ریحانه(دخترخاله و پسرخاله ) و کیانا جونم رفتیم آتلیه. کیانا خیلی از آتلیه خوشش اومده بود و حسابی شیطنت می کرد انگاری بردمش شهربازی.فکر نمی کردم جلوی دوربین بتونه ژست خوبی بگیره ولی اونقدر هیجان زده و خوشحال بود که همه لحظه ها رو لبش خنده و توی چشماش پر از شیطنت بود این هم عکس های نازنازی کیانای مامان .   ( ٢) ...
8 تير 1390

از مادر به دختر

از همین حالا شروع کن برای دخترت همان مادر ایده آلی باشی که همیشه  می خواسته ای. منتظر ننشین تا هجده سالش بشود.       در فصل تابستان دخترت را  با لذت آب بازی   آشنا کن. دختر کوچولوها عاشق آب بازی هستند.     ...
8 تير 1390