تولد تولد تولدت مبارک
کیانا خانوم دیروز تولد یکی از دوستاش، مبینا جون دعوت بود نهارشو زودتر دادم و خوابوندمش تا وقتی میریم تولد حسابی سرحال باشه و بهش خوش بگذره. کیانا خیلی مبینا جونو دوست داره با اینکه تفاوت سنی تقریبا زیادی دارن و مبینا کلاس چهارمه ولی خیلی خوب با هم همبازی میشن. مبینا تا لبخند میزنه کیانا از خنده ریسه میره. اولش که رفتیم، کیانا از کنارم تکون نمیخورد کیفشو گرفته بود دستش و فقط به بچه ها نگاه میکرد. بعدش مبینا و ملیکا جون اومدند و براش کلی بادکنک آوردند اینطوری شد که شیطنت هاش شروع شد. فرزام همکلاسی داوود هم اونجا بود کیانا همونطوری که با...









