کیانا فرشته خونه ما

هر روز با کیانا

کیانا فرشته خونه ما

 كيانابلا

در لغت به معنای آب ،خاک،باد و آتش (عناصر اربعه) است ، جونمون به جونش بنده و زندگیمونو تو یک کلمه خلاصه کرده "کیانا".

کیانا یک دختر مهربون و خوش قلبه که عاشق همه نی نی هاست حتی شما که هنوز نی نی درونتون بیداره. از اینکه میاید پیشمون و برامون یک سبد مهربونی به یادگار میگذارید خیلی خوشحالیم.

دوستون داریم خیلی زیاد                    الهی که خوشتون بیاد

[ شنبه 23 اسفند 1393 ] [ 13:57 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

عشقم تولدت مبارك

امروز برایم تکرار آن روز فراموش ناشدنی است...

 

روزی که

 

پلک جهان می پرید

 

دلم گواهی می داد

 

اتفاقی می افتد...

 

و لحظاتی بعد 

 

فرشته ای از آسمان فرود آمد در دامان من

 

دنیا صدای گریه کودکی را شنید که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است...

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ شنبه 23 اسفند 1393 ] [ 12:46 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

بهار آمد، بهارآمد، خوش آمد

نوروز خواني يكي از رسوم اصيل و قديمي مازندرانيهاست. ديروز با كيانا جونم رفتيم عكس جديدش رو از عكاسي بگيريم كه توي بازار با دسته نوروزخوانها برخورديم.

نواي سورنا و طبل، و آواز نوروزخوان ها حسابي حال و هو اي دلهامون رو بهاري كرد. كيانا كه حسابي محو تماشاي لباسهاي قشنگ و رنگارنگشون شده بود.

اين هم كيانا خانوم ِ موقشنگ ِ مامانيمحبتبوس

اين هم از سنبلهاي پارسال كه تو انباري گذاشته بودم و چند روز پيش آوردميش تو خونه

راستي همسايه مون يه سگ خيلي باحال داره كه روي پشت بوم ازش نگهداري مي كنه. كيانا هم اسمش رو گذاشته هاپ هاپي. هر وقت از بيرون ميايم كيانا جلوي در صداش ميكنه به محض اينكه ميگه هاپ هاپي اون هم سريع دوتا دستاش رو مياره بالا و كيانا جونم كلي جيغ و داد راه ميندازه.

هاپ هاپي مذكورزبان

طبق معمول هر روزه كيانا جون اين روزها هم مشغول كاردستي درست كردنه اين هم يكي از كاردستيهاش سفره هفت سين كه همه كارشو از كشيدن و رنگ آميزي و برش خودش كرد فقط تو كشيدن سنبل يكمي كمكش كردم

************************************************

راستي يادم رفت بگم چند روزي رفتيم تهران ديدن ماماني و بابايي عزيز همينطور عموهاي مهربون و زنعموجون.( ايندفعه ديگه كسي رو از قلم ننداختمچشمک)و براي كيانا خانوم كلي خريد عيد كرديم و لباسهاي رنگارنگ گرفتيم.

[ دوشنبه 11 اسفند 1393 ] [ 11:48 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

تغيير چهره

دم ِ عيده و تغييرات در راهه.

همراه با خونه تكوني و تغييرات اتاق كيانا جونم با اصرار خيلي زياد شخص ِ كيانا خانوم ديروز رفتيم آرايشگاه براي كوتاهي مو.

دخترم هم حرف فاطمه جون رو گوش داد و بيش از يك ساعت روي صندلي بدون اينكه چشم و دهانش رو باز كنه و هيچ حركتي داشته باشه نشست.

كيانا خانوم قبل از كوتاهي

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

كيانا جونم بعد از كوتاهي مو

پ.ن: مخصوص عمو جونهاي كيانا خانوم: كيانا گفت اين عكس رو يه جوري ازم بگير  ساعت ديواري كه تازه گرفتم تو عكس بيفته تا عموآرش و عمو آرمان ساعتمو ببيننخجالتزبان

**************************************************************

دختـــــرم،تــــاج سرم
من و تــــو
هر دو ز یکـــــ  آغازیــــم
تو همان مـــــادر فرداهایـــی
من همان دخـــــتر دیــــروزینم
نقشه ی کهـــنه ی دیروزی مــن
نقش فـــردای تو نیستــــــ
خوبــــ مـــیدانم من
با همیــــن چشم
نباید به جهانــتــــــ نگریستـــــ


 

 

[ يکشنبه 3 اسفند 1393 ] [ 11:28 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

تغييردكوراسيون


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

اين مطلب رمزدار مي باشد


[ يکشنبه 12 بهمن 1393 ] [ 9:50 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

my puppet

چه لذتي داره با دختركوچولوت بشيني و كاردستي درست كني....

كار هر روز من وكيانا... مقواهاي رنگي و چسب و قيچي و دكمه ..... خلاصه هرچي كه بشه باهاش يه چيز جديد ساخت. عاشق ايني كه دستمال توالت ها زودتر تمام شه و با لوله ش كاردستي درست كني... خيلي خيلي هم خوشگل ميشه الآن عكسشو ندارم ولي بعد ميام ميزارممحبت

اين هم كاردستي جديد كلاس زبانت.چشمک

[ پنجشنبه 2 بهمن 1393 ] [ 10:58 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

روزانه هاي من وكيانا

دخترم هر روز بزرگ و بزرگتر ميشه و من شاهد قد كشيدن و خانوم شدنش هستم. خيلي وقتها از همينجا كه نشستم به دوردستها فكر ميكنم به روزهايي كه نميدونم چي ميشه ؟؟؟؟؟؟؟

ولي هميشه اميدوار و خوش بين هستم به آينده ت .......

آری آغاز دوست داشتن است                      گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم                             که همین دوست داشتن زیباست 

از همينجا ميخوام به دختر نازم بگم:

دانی از زندگي چه می‌خواهم

                                  من تو باشم.. تو.. پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود

                                  بار دیگر تو.. بار دیگر تو

                                                                        (فروغ فرخ زاد)

******************************************************

از همه اين حرفها بگذريم ميرسيم به اين روزها.

دخترم ترم 2 زبانش رو هم با موفقيت گذروند و اين هم نتيجه تلاش كيانا خانوم در ترم 2

و كتابهاي جديد اين ترم:

كتابي كه توي كلاس كار ميشه

و كتابي كه در منزل كار ميشه(workbook)

اينجا هم خودتو كشيدي

this is my puppet!!!!

كيانا خانوم و كاردستي خوشگلشمحبت

شب مه آلود و رويايي پارك ملل

[ چهارشنبه 17 دی 1393 ] [ 12:22 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

جوجه هاي آخر پاييز..

كم كم به آخر پاييز نزديك ميشيم ميگم اگه جوجه هاتونو نشمرديد زود دست بكار شيد....

يكي... دوتا.....

سه تا ....

چهارتا.....

پنج تا.......

.

.

.

.

اين جوجه آخريه عزيز دلمونه . نفسمون به نفسش بنده اصلا اگه يه روز تو خونه جيك جيك نكنه روزمون شب نميشه ....

در شرح حال اون 3 عكس اول بگم كه اين جوجه فكلي ها تو كوچه پرسه ميزدن همينكه در خونه رو وا كرديم پريدن و اومدن تو خونه با كلي تلاش و دوندگي از خونه بيرونشون كرديم...

اون جوجه آخريه هم كه گفتم كيانا جونمه كنار يه دنيا گل داوودي رنگارنگ...

رفتيم گلخونه تا واسه گلدونهاي جديدمون گل بگيريم با ديدن اين گلها خيلي ذوق زده شدي

يه روز جمعه با عليرضا جون رفتيم نمايشگاه كتاب و شما وروجكها حسابي تو غرفه ايستگاه نقاشي سرگرم شديد و نقاشي كشيديد

نقاشي كيانا خانوم كه مامان خانومش رو كشيده !!!!خندونک

عليرضا جون هم برجهايي كه قراره در آينده بسازه رو كشيده.....زیبا

اين هم فرشته كوچولوي ما كه آماده شده بره مجلس عزاداري امام حسين(ع) در مهد كودك.....محبت

ترم دو زبان رو هم با موفقيت تمام كردي و از همين هفته ترم جديدت با كتابهاي جديد شروع شد.

با آرزوي موفقيت براي دختر كوچولوي نازنينمبغلمحبتبوس

[ دوشنبه 10 آذر 1393 ] [ 13:33 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 33 صفحه بعد