کیانا فرشته خونه ما

هر روز با کیانا

کیانا فرشته خونه ما

 كيانابلا

در لغت به معنای آب ،خاک،باد و آتش (عناصر اربعه) است ، جونمون به جونش بنده و زندگیمونو تو یک کلمه خلاصه کرده "کیانا".

کیانا یک دختر مهربون و خوش قلبه که عاشق همه نی نی هاست حتی شما که هنوز نی نی درونتون بیداره. از اینکه میاید پیشمون و برامون یک سبد مهربونی به یادگار میگذارید خیلی خوشحالیم.

دوستون داریم خیلی زیاد                    الهی که خوشتون بیاد

[ شنبه 23 اسفند 1393 ] [ 13:57 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

اردوي بهاري

طبق روال هر ساله اين موقع از سال از طرف مهد به اتفاق بچه ها و مامان ها رفتيم اردو و باز هم طبق معمول هميشه و از شانس شما اگه روز قبل  آفتاب سوزان 40 درجه هم باشه دقيقا روز اردو هوا ابري و باروني ميشه.

صبح كه بيدار شديم زمين خيس و هوا ابري بود به مديرتون زنگ زدم و گفت اردو  كنسل نميشه فقط لباس گرم برداريد.

فكرشو بكنيد اگه كنسل ميشد با اين همه وروجك مشتاق اردو چه ميكرديم!!!!!

تو حياط مهد منتظر رسيدن همه بچه ها.....چشمک

خلاصه ساعت 8:30 حركت كرديم. مقصد پارك جنگلي شهيد زارع بود.

به محض رسيدن ورزش صبحگاهي و بازيهاي گروهي رو شروع كرديد.

بعد از يك صبحانه كامل به اتفاق همه بچه ها رفتيم محوطه بازي خيلي بهتون خوش گذشت

اينجا هم پارمين و ترگل با هم قهر كرده بودن و شما هم اين وسط گير افتاده بوديغمگین

بالاخره به بهانه عكس گرفتن آشتي كرديد

سوار قايق كه شدي اولش ترسيدي و زدي زير گريه ولي بعدش حسابي خوشت اومد

بعد از همه شيطنتها و بازيها  وقت نهار شد نهار رو خورديم وساعت 2:30 قبل از اينكه بارون خيسمون كنه برگشتيم

تو راه برگشت به محض نشستن توي ماشين از فرط خستگي خوابت برد

اين هم از يك روز بهاري تو جنگلهاي شمال ايران.....

در آخر هم مديريت مهد قول يه اردوي دريايي رو هم بهمون داد بغل

تا يه اردوي ديگه خدانگهداربای بای

[ شنبه 5 ارديبهشت 1394 ] [ 9:58 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

عطر بهار

قبل از اينكه چشمهاتو باز كني عطر بهارنارنج مثل يه ساعت كوكي خوش صدا خبر از طلوع آفتاب مياره ؛ ميتوني بدون هيچ خوابزدگي سرحال و شاداب از خواب بيدار شي و خودتو براي يك روز پرمشغله آماده كني.بغل

.

.

ميتوني با دخترت بري يه مقنعه سفيد خوشگل بگيري و سرش كني و اون هم مثل هميشه با اون ژستهاي مصنوعيش جلوي دوربين گیج.... خلاصه كلنجارهاي تو و عكاس محترم بشه يه عكس پرسنلي براي تكميل مدارك مدرسه دختر كوچولوت.

.

.

 

 

 

دخترم داره واسه يه محيط بزرگتر خودشو آماده ميكنه بيصبرانه منتظره تا روزي كه برگ ريزان شروع بشه اونوقت مقنعه به سر، روپوش به تن، با يه دنيا دعاي مادرانه پشت سرش ؛ بره به جنگ بي سوادي.

 

روزگارت بر مراد ، روز هایت شاد شاد

 

آسمانت بی غبار ، سهم چشمانت بهار

 

قلب تو از غصه دور ، بخت و تقدیرت قشنگ

 

عمر شیرینت بلند . . .

[ دوشنبه 31 فروردين 1394 ] [ 10:17 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

جشنواره غذا

ديشب خاله جون اس داد كه فردا مدرسه امير يه جشنواره غذا به نفع بچه هاي بهزيستي برگزار ميكنه. من و كيانا جون هم صبح قبل رفتن به مهد يه سر رفتيم مدرسه اميرمحمد.

جاتون حسابي خالي مامانها سنگ تمام گذاشته بودن از سيب زميني سرخ كرده گرفته تا اسنك و كيك و ژله و ماكاروني و عدس پلو بگير تا آخر....

ما هم حسابي پرخوري كرديمزبان

آش رشته هم تو هواي سردو باروني خيلي چسبيد

يه عكس يادگاري روي نيمكت ِ اميرمحمدچشمک

 

مشغول خوردن بوديم كه شوراي شهر ساري تشريف آوردن مدرسه. و اين هم يه عكس يادگاري با اعضاي شوراي شهر...آرام

 

[ شنبه 23 اسفند 1393 ] [ 14:12 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

عشقم تولدت مبارك

امروز برایم تکرار آن روز فراموش ناشدنی است...

 

روزی که

 

پلک جهان می پرید

 

دلم گواهی می داد

 

اتفاقی می افتد...

 

و لحظاتی بعد 

 

فرشته ای از آسمان فرود آمد در دامان من

 

دنیا صدای گریه کودکی را شنید که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است...

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ شنبه 23 اسفند 1393 ] [ 12:46 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

بهار آمد، بهارآمد، خوش آمد

نوروز خواني يكي از رسوم اصيل و قديمي مازندرانيهاست. ديروز با كيانا جونم رفتيم عكس جديدش رو از عكاسي بگيريم كه توي بازار با دسته نوروزخوانها برخورديم.

نواي سورنا و طبل، و آواز نوروزخوان ها حسابي حال و هو اي دلهامون رو بهاري كرد. كيانا كه حسابي محو تماشاي لباسهاي قشنگ و رنگارنگشون شده بود.

اين هم كيانا خانوم ِ موقشنگ ِ مامانيمحبتبوس

اين هم از سنبلهاي پارسال كه تو انباري گذاشته بودم و چند روز پيش آوردميش تو خونه

راستي همسايه مون يه سگ خيلي باحال داره كه روي پشت بوم ازش نگهداري مي كنه. كيانا هم اسمش رو گذاشته هاپ هاپي. هر وقت از بيرون ميايم كيانا جلوي در صداش ميكنه به محض اينكه ميگه هاپ هاپي اون هم سريع دوتا دستاش رو مياره بالا و كيانا جونم كلي جيغ و داد راه ميندازه.

هاپ هاپي مذكورزبان

طبق معمول هر روزه كيانا جون اين روزها هم مشغول كاردستي درست كردنه اين هم يكي از كاردستيهاش سفره هفت سين كه همه كارشو از كشيدن و رنگ آميزي و برش خودش كرد فقط تو كشيدن سنبل يكمي كمكش كردم

************************************************

راستي يادم رفت بگم چند روزي رفتيم تهران ديدن ماماني و بابايي عزيز همينطور عموهاي مهربون و زنعموجون.( ايندفعه ديگه كسي رو از قلم ننداختمچشمک)و براي كيانا خانوم كلي خريد عيد كرديم و لباسهاي رنگارنگ گرفتيم.

[ دوشنبه 11 اسفند 1393 ] [ 11:48 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

تغيير چهره

دم ِ عيده و تغييرات در راهه.

همراه با خونه تكوني و تغييرات اتاق كيانا جونم با اصرار خيلي زياد شخص ِ كيانا خانوم ديروز رفتيم آرايشگاه براي كوتاهي مو.

دخترم هم حرف فاطمه جون رو گوش داد و بيش از يك ساعت روي صندلي بدون اينكه چشم و دهانش رو باز كنه و هيچ حركتي داشته باشه نشست.

كيانا خانوم قبل از كوتاهي

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

كيانا جونم بعد از كوتاهي مو

پ.ن: مخصوص عمو جونهاي كيانا خانوم: كيانا گفت اين عكس رو يه جوري ازم بگير  ساعت ديواري كه تازه گرفتم تو عكس بيفته تا عموآرش و عمو آرمان ساعتمو ببيننخجالتزبان

**************************************************************

دختـــــرم،تــــاج سرم
من و تــــو
هر دو ز یکـــــ  آغازیــــم
تو همان مـــــادر فرداهایـــی
من همان دخـــــتر دیــــروزینم
نقشه ی کهـــنه ی دیروزی مــن
نقش فـــردای تو نیستــــــ
خوبــــ مـــیدانم من
با همیــــن چشم
نباید به جهانــتــــــ نگریستـــــ


 

 

[ يکشنبه 3 اسفند 1393 ] [ 11:28 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

تغييردكوراسيون


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

اين مطلب رمزدار مي باشد


[ يکشنبه 12 بهمن 1393 ] [ 9:50 ] [ مامی کیانا ]
[موضوع : ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 33 صفحه بعد